خرید بک لینک
دیگر نه دفتر شب ما آشیانه اتنه واژه های تازه ی ما آب و دانه اتدیگر نه شعر و نامه و نه نام ما ببردیگر نه بحث حافظ و نه عارفانه اتاینجا خداست قاضی رفتار بین ماحق با من است یا غزل جاودانه ات!آن خاطرات شع

برچسب: نویسنده: کیان سامانی تاريخ: چهارشنبه 28 اسفند 1398 ساعت: 18:02

اسیر تیغ گناه و نگاه پرآهم "که سیب چشم تو دیگر نموده گمراهم" درعمق سینه ی زنجیرهای پربرقت "دچار نیمه شب و سایه های بیگاهم" حضور توست درین قلعه ی نفس گیرم تو ایستادی و من مات قلعه و شاهم و تیر آه

برچسب: نویسنده: کیان سامانی تاريخ: چهارشنبه 28 اسفند 1398 ساعت: 18:02

چشم هاي سرخ خيره بر جادهاز داغ رد پاي يک مسافردندان هاي گره خوردهدر فشارغصه هاي بي فايدهانگشت هاي فشرده پنجه در گلوروح ساده لوح در خيال وعده هاي دورآشفته ذهن دخترينگاه بهت و حسرتيو آينده اي پر از غبار

برچسب: نویسنده: کیان سامانی تاريخ: چهارشنبه 28 اسفند 1398 ساعت: 18:02

دستکشامو برداشتم و راه افتادم . به حیاط رسیدم دیدم کف خیسه ، یه نگاه به بالا کردم . آسمون ابری بود ، معلوم بود بارون باریده و قطع شده ، توی دلم گفتم : می خوای برگرد . امروزو بی خیال شو ، ها ؟ بعد س

برچسب: نویسنده: کیان سامانی تاريخ: چهارشنبه 28 اسفند 1398 ساعت: 18:02

صفحه بندی